تبلیغات



˙˚○♡An¡m€ Drμam Hou§e♡○˚˙
A N I M E K A W A I I
Annyeonghaseyo


کنیچیوا مینا سان! اوکایری ناسای! از تمام مطالب وبم بازدید کن، کامنت یادت نره :) اگه انتقاد یا پیشنهادی داری خوشحال میشم باهام درمیون بذاری...مادانه

Beep Beep

˙˚○♡An¡m€ Drμam Hou§e♡○˚˙

˙˚○♡An¡m€ Drμam Hou§e♡○˚˙

˙˚○♡An¡m€ Drμam Hou§e♡○˚˙

˙˚○♡An¡m€ Drμam Hou§e♡○˚˙

˙˚○♡An¡m€ Drμam Hou§e♡○˚˙

˙˚○♡An¡m€ Drμam Hou§e♡○˚˙

˙˚○♡An¡m€ Drμam Hou§e♡○˚˙


HTML5 Audio Player <

به وبلاگ من خوش امدید^^امیدوارم ازاین وبلاگ خوشتون بیاد دوستان :) پست ثابتو !!بخونید*^* کامنت یادتون نشه



Time Machine

از چی پست بزاریم ؟^^«امکان انتخاب چند گزینه رو دارین»






Credits
Template : Magic Spirit
Basecode : Minami Eli

(:پستـــــــــ ـــــ ــ ـ :)(: ثابـــــــ ــــ ــ ـتــــــ ـــ ــ ـ :)
سه شنبه 26 تیر 1397 || 04:42 ب.ظ
نویسنده : ˙˚○☆ Nersia Callahar ☆○˚˙
ارسال شده در: فکت انیمه ای ، عکس هایی که من ساختم ، ❤بیوگرافی ها❤ ، جادوگری ، متفرقه ، مسابقه ها ، آهنگ ، مطالب و عکس های طنز ، گیف ها ، کلاس آشپزی ، معرفی انیمه ، ویدئو ها ، انیمه ، دخترونه ، عکس انیمه ای ، مانگا ،


 سـハローــلام و به سلامتـcheersـیه انیـアニメـمه و اوتاکـOtakusـو ها 
  
(: اینجا خانـــ ــHou§eـه ی رویایــ ــDrμamـیه انیـــAn¡mـمه اس :)

 مـ私ـن نِرسـNersiaـیا کالاهــCallaharــار هســتم یا اوتاکـオタクـو 

 البته یکـــ ــ ـ جادوگـhexـــرم هسـImـتم 

 به وبــBlogـلاگـــ ـ ـ مــMyـن خوشــــ ــ ـ امــWelcomeـدین 

 اینجا از انیمـアニメـه و مـMangaـانگا اپـــــ ــ ـ میکنیم 

 کامنتـــ ــ ـ یادتون نشه بدین ... 

 لطفـPleaseـا قوانیـrulesـنو رعایتـ ــ ـ کنید...باشه 

حـNowـالا قوانـRulesـین : 

  دعوا و توهین ممنوع ...حتی به هیچکدوم از 
شخصیت های انیمه ای هم توهین نکنید.-.  

  با من مشکل داری بفرما بیرون :/ 
ولی اگه انتقاد و پیشنهادی داری به صندوق انتقادات و پیشنهادات مراجعه کن *×*
 از عکس هایی که خودم میسازم و ادرس وبم روشه کپی نکنید ... 
هر چند فقط آبروی خودتونو میبرید :) 

 خب فعلا همینا ^^ از وبم لذت ببرین 

اِمضـــ ــ ـام

 دکـــ ــ ـمه ها 
فعال میشوند ...

 بخش های وبـــ ــ ـ 
(: به زودی...
 جعبه اخبــــ ــ ـار 
(: به زودی...
صندوق اتنقادات و پیشنهادات
(: به زودی ...






داستان عاشقانه :)
یکشنبه 11 شهریور 1397 || 11:01 ق.ظ
نویسنده : ˙˚○☆ Nersia Callahar ☆○˚˙
ارسال شده در: داستانک ها ، دخترونه ،


زنگ ناهار بود دفترهای ریاضی بچه هارو به استادم تحویل دادم و روی پاشنه ی پا چرخیدم 
تا برگردم کلاس دیدم جیک دوست پسرم [نیشخند]و رودریک دوست صمیمیش دارن باهم 
حرف میزنن جیک به صورت برعکس روش صندلبی نشسته بود و پاهاشو از سمت راست و چپ صندلی بیرون انداخته بود .و دستاشم روی لبیه پشتی صندلی گذاشته بود چون پشتش به
من بود منو ندید که وارد شدم.
 جیکوب: کاری نداره فقط برو جلو و حستو بهش بگو و محکم ببوسش !
رودریک : واستا واستا واستاااا!!...اگه جوابش منفی باشه چی ؟.. یا بدتر اصلا BF داشته باشه 
!... وایی پسر اونجوری که دهنم سرویسه !
جیک روی صندلی وا رفت و گفت : اره خب بعید نیس با کسی قرار بزاره !... ببین اون
 جذاب ترین دختر مدرسه اس !.... منظورم اینکه اون پوست برنزه و قوس کمرش و یا
 حتی پایین تر !
پشت سر جیک دست به کمر ایستادم و با ایما و اشاره به رودریک فهموندم که ضایع
 نکنه من اینجایم !رودریک هم نتونست جلوی خنده شو بگیره و گفت : واقعا !؟
تو مطمئنی  جیک!؟
جیکوب : از چی مطمئنم ؟!
صبرم تموم شد و گفتم : رود میگه که تو مطمئنی میوا جذاب ترین دختر مدرسه اس ؟!
جیک سریع جمعش کرد ! 
جیک : اره جذاب ترین دختر مدرسه بعد از تو فرشته ی من !! ^-^
با لبخندی الکی کتاب زیست شناسی ((من عاشق این کتابم [نیشخند]))رو توی سرش 
کوبوندم و رو به رودریک گفتم : پس تو میخوای با میوا قرار بزاری ؟!
رودریک سرش رو به علامت مثبت تکون داد.
گفتم : و نمیدونی چجوری اینو ازش بخوای ؟!
بازم سر تکان داد . یک نفس عمیق کشیدم و روی پاهای جیک به صورت کج نشستم 
و گفتم :هی رود میدونی قانون شماره یک برای قرار گذاشتن با یک خانم چیه ؟
رودریک شاه هایش را بالا انداخت که یعنی نمی داند ! گفتم : اینکه برای نحوه ی
 اراعه ی عشقت بهش با یکی از خودشون مشورت کنی نه با کسی که دوتا رابطه
ناموفق داشته ، که البته فک کنم منم سومی شم !!! 
به جیک اشاره کردم که از شرمندگی سرخ شده بود . رودریک : خب من حالا چکار کنم ؟!
گفتم : بجنب و دنبالم بیا !....توی راهرو نزدیکش شدم و یقه ی لباسش و کرواتشو 
مرتب کردم و بهش گفتم : فقط چشماتو بدوز به چشم هاش و بهش بگو چه حسی
 داری ... با قلبت باهاش حرف بزن مطمئن باش اونم گوش میده :)
رودریک : متشکرم سلنا ... تو دختر خوبی هستی ... راهنمایی های خوبی هم میکنی . 
و رودریک دوید به سمت حیاط تا قبل از اینکه زنگ بخوره حسشو به میوا بگه .
گفتم : برات ارزوی موفقییت دارم !
رودریک از پشت سر دستش را بالا گرفت .



خب قشنگ بود ^^
اگه خوشتون اومده لطفا در اینجا بهم رای بدین دوستان :)







(: چندتا عکس از عاشقان شیطانی :)
سه شنبه 6 شهریور 1397 || 11:45 ق.ظ
نویسنده : ˙˚○☆ Nersia Callahar ☆○˚˙
ارسال شده در: انیمه ی عاشقان شیطانی ، عکس انیمه ای ،


تو این گرما واقعا یک روز بارانی با چتر و بارونی و چکمه بد جور به ادم میچسبه ^^






اندر علایق من :/
دوشنبه 5 شهریور 1397 || 11:11 ب.ظ
نویسنده : ˙˚○☆ Nersia Callahar ☆○˚˙


بعله و من از مسافرت بازگشتم و کلی پست قراره بزارم 
 میخوام مانگا بزارم ^^

مانگا هارو مثل قبل ترجمه نمی کنم «چون تو وب قبلیم که با ترجمه میزاشتم  پدرم در میومد تا ترجمه کنم
 بعد یک سری عوضی اونا رو کپی میکردن :// »

ولی زبانشون انگلیسی هست و خودتون میتونید بخونید ^^

 دوست دارم اولین مانگا از سگ های ولگرد بانکو باشه نظر شما چیست ؟ 






چندتا گیف :)
دوشنبه 5 شهریور 1397 || 10:56 ب.ظ
نویسنده : ˙˚○☆ Nersia Callahar ☆○˚˙
ارسال شده در: گیف ها ، عکس انیمه ای ،

                       انگشت هاتونو بزارین اون جایی که میگه ^^




                         زدی بینیه لیوای داغون کردی ://










لیست کارهای روزانه ی من (-B
دوشنبه 5 شهریور 1397 || 10:49 ب.ظ
نویسنده : ˙˚○☆ Nersia Callahar ☆○˚˙


               لیست کارهای روزانه ی یک اوتاکو 






گربه های انیمه ای ^^
سه شنبه 23 مرداد 1397 || 02:34 ب.ظ
نویسنده : ˙˚○☆ Nersia Callahar ☆○˚˙

            

                                    یوو^^ چطورین ؟ خاش میگزره ؟
                  امروز براتون عکس گربه های انیمه ای رو آوردم 
این موجودات خیلی دوست داشتنی ان چه تو واقعایت چه تو انیمه 








نجوای دوست داشتنی مرگ در آینه قسمت 10 پارت 2
دوشنبه 22 مرداد 1397 || 11:52 ق.ظ
نویسنده : ˙˚○☆ Nersia Callahar ☆○˚˙
ارسال شده در: رمان نجوای دوست داشتنی مرگ ،



With everything happening today


با همه ى چیزهایى كه این روزها اتفاق میافته
You don't know whether

you're coming or going

دیگه نمیدونى دارى میرى یا دارى میاى...اول راهى یا آخر خط
But you think that you're on your way
اما فكر میكنى دارى تو مسیرت هستى
Life lined up on the mirror don't blow it
اتفاق هاى زندگیت روى آینه به خط شدن ، داغونش نكن

Look at me when I'm talking to you
وقتى باهات حرف میزنم منو نگاه كن
You looking at me but

I'm looking through you

دارى منو نگاه میكنى اما من به درونت نگاه میكنم
I see the blood in your eyes
دارم خون رو تو چشمات میبینم
I see the love in disguise
عشق پنهانت رو میبینم،
I see the pain hidden in your pride
درد رو كه زیر غرورت پنهان شده میبینم
I see you're not satisfied
دارم میبینم كه از شرایط راضى نیستى
And I don't see nobody else
و هیچ كس دیگه اى رو نمیبینم، ..
I see myself I'm looking at the…


خودمو میبینم كه دارم نگاه میكنم به … 

Mirror on the wall, here we are again
آینه ى روى دیوار… دوباره اینجاییم
Through my rise and fall
تو همه ى بالا و پایین هاى زندگیم ،
You've been my only friend
تو تنها دوستم بودى
You told me that they can

understand the man I am
تو بهم گفتى اونها میتونن درك كنن من چجور آدمى هستم
So why are we here talkin'

to each other again
پس چرا باز داریم اینجا باهم حرف میزنیم؟ 



توجه !!


برای خوندن قسمت های قبل تر و فصل های گذشته ...

به اینجا بروید :)







نجوای دوست داشتنی مرگ در آینه قسمت 10 پارت 1
دوشنبه 22 مرداد 1397 || 11:42 ق.ظ
نویسنده : ˙˚○☆ Nersia Callahar ☆○˚˙
ارسال شده در: رمان نجوای دوست داشتنی مرگ ،




With everything happening today
با همه ى چیزهایى كه این روزها اتفاق میافته
You don't know whether

you're coming or going

دیگه نمیدونى دارى میرى یا دارى میاى...اول راهى یا آخر خط
But you think that you're on your way
اما فكر میكنى دارى تو مسیرت هستى
Life lined up on the mirror don't blow it
اتفاق هاى زندگیت روى آینه به خط شدن ، داغونش نكن

Look at me when I'm talking to you
وقتى باهات حرف میزنم منو نگاه كن
You looking at me but

I'm looking through you

دارى منو نگاه میكنى اما من به درونت نگاه میكنم
I see the blood in your eyes
دارم خون رو تو چشمات میبینم
I see the love in disguise
عشق پنهانت رو میبینم،
I see the pain hidden in your pride
درد رو كه زیر غرورت پنهان شده میبینم
I see you're not satisfied
دارم میبینم كه از شرایط راضى نیستى
And I don't see nobody else
و هیچ كس دیگه اى رو نمیبینم، ..
I see myself I'm looking at the…


خودمو میبینم كه دارم نگاه میكنم به … 

Mirror on the wall, here we are again
آینه ى روى دیوار… دوباره اینجاییم
Through my rise and fall
تو همه ى بالا و پایین هاى زندگیم ،
You've been my only friend
تو تنها دوستم بودى
You told me that they can

understand the man I am
تو بهم گفتى اونها میتونن درك كنن من چجور آدمى هستم
So why are we here talkin'

to each other again
پس چرا باز داریم اینجا باهم حرف میزنیم؟ 







°•بیوگرافی لایتو ساکاماکی逆 逆 ラ イ ト•°
یکشنبه 21 مرداد 1397 || 01:10 ب.ظ
نویسنده : ˙˚○☆ Nersia Callahar ☆○˚˙
ارسال شده در: انیمه ی عاشقان شیطانی ، ❤بیوگرافی ها❤ ،

               خااااب بخشی از این تابستونو با گذاشتن

          بیوگرافی این ژیگیلا زمستون میکنیم 

بیوگرافی شخصیت های محبوبمو میزارم مثل همین لایتو 

  البته به درخواست شما هم بیوگرافی میزارم 

  بیوگرافی هارو از سایت های خارجی آوردم

         که بسیار بسیار دقیق و درسته 

                       به ادامه 








(: کافه عکس انیمه ای :)
یکشنبه 21 مرداد 1397 || 11:16 ق.ظ
نویسنده : ˙˚○☆ Nersia Callahar ☆○˚˙
ارسال شده در: عکس انیمه ای ،


               اخرش خوب تمومید 
برین ادامه کلی عکس کاوایی ژیگول دارم